تبلیغات
شکوه هشتم دین - مطالب سبک زندگی رضوی
وبلاگ درباره امام رضا (ع)
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا شمس الشموس
السلام علیک یا عالم آل محمد (ص)
السلام علیک یا ثامن الحجج
السلام علیک یا غریب الغربا


در جهت یاری رساندن به این وبلاگ
ما را از نظرات خود محروم نکنید

التماس دعا

سید محمد حسین شرافت مولا


نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
عنوان لوگوی شما

Frees.Blogfa.Com
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید

< پخش زنده حرم
ابزار تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت


IS
مطالب اخیر وبگاه

کتاب «سبک زندگی؛ منشور زندگی در منظر امام رضا(ع)» که توسط محمدباقر پورامینی تالیف یافته و از سوی انتشارات قدس رضوی منتشر شده است، در عین ایجاز و اختصار و کم بودن صفحات آن، حاوی نکاتی بدیع و موضوعاتی خواندنی درباره سیره حضرت امام رضا علیه السلام در عرصه های مختلف زندگی است. نویسنده بر همین اساس کتاب را در چهارفصل تالیف کرده که سه فصل آن عبارت است از: «ارتباط با خدا»، «ارتباط با خود» و «ارتباط با خلق». برای آشنایی اجمالی با محتوای این کتاب ارزشمند گزیده هایی از این سه فصل در پی می آید که البته برای رعایت اختصار، از ذکر منابع و مستندات موجود در کتاب خودداری کرده ایم.

«ارتباط با خدا»، پارسایی و بندگی

در حالات معنوی امام رضا(ع) چنین بیان شده است که ایشان کم خواب بودند و بسیار روزه می گرفتند و روزه داشتن سه روز در هر ماه را هرگز ترک نمی کردند و می فرمودند: «هرکسی سه روز از هر ماه را روزه بگیرد، مثل این است که همه عمرش را روزه گرفته باشد.» آن حضرت وقتی پیراهن خود را به دعبل هدیه دادند، فرمودند: احتفظ بهذا القمیص فقد صلیتُ فیه الف لیلة کل لیلة الف رکعة و ختمت فیه القرآن الف ختمة؛ (دعبل! این پیراهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعت نماز خوانده ام و در آن هزار ختم قرآن به جای آورده ام.) رجاء بن ابوضحاک که مامون وی را برای آوردن امام رضا(ع) ماموریت داده بود، در بخشی از گزارش خود به مامون می گوید: «من پیوسته از مدینه تا مرو با ایشان بودم. به خدا قسم، کسی را با تقواتر از او در برابر خدا ندیدم و کسی را ندیدم که بیشتر از او در تمام اوقاتش ذکر خدا گوید و ندیدم کسی را که خداترس تر و پارساتر از او باشد.» امام (ع) نام و یاد خدا را در همه حال جاری می ساختند و این فرهنگ را به یاران خود منتقل می کردند. هرگاه می خواستند یادداشتی برای نیازمندی هایشان بنویسند،چنین می نوشتند: «بسم ا... الرحمن الرحیم. ان شاء ا... به یاد خواهم آورد.» و سپس هرچه می خواستند یادداشت می کردند.

آداب نماز

امام رضا(ع) نماز را وسیله نزدیکی هر انسان پارسا به خداوند می شمردند و می فرمودند: «الصّلاة قربان کل تقیّ.» امام رضا(ع) درباره آداب نماز نیز چنین می فرمودند: «اگر برای نماز ایستادی، تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را به جای آور و بر تو باد که درنماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را بر خود هموار سازی. در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ای و پیوسته با طمأنینه و نگران هستی، همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده، در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامت را راست نگه دار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گویی خدا را می بینی که اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند.»

حکمت نماز

امام رضا(ع) در پاسخ نامه ای که از فلسفه و علل تشریع نماز پرسیده بود، چنین فرمودند: علت تشریع نماز این است که بنده به ربوبیت پروردگار توجه و اقرار کند و مبارزه با شرک و قیام در پیشگاه پروردگار، در نهایت فروتنی و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته و نهادن پیشانی بر زمین، همه روزه انجام پذیرد. نیز هدف این است که انسان همواره هوشیار و متذکر شود، گرد و غبار فراموشکاری بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد و نیز طالب وعلاقه مند افزونی در مواهب دین و دنیا شود. همین توجه او به خداوند متعال و قیام در برابر او، انسان را از معاصی باز می دارد و از انواع فساد جلوگیری می کند. امام رضا(ع) درباره سایر دستاوردهای نماز فرمودند: «نماز و مداومت یاد خدا در شب و روز سبب می شود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکش و طغیانگری در برابر خدا بر او غالب نیاید.»

«ارتباط با خود»، ساده زیستی

سادگی و بی تکلفی در زندگی امام (ع) جاری بود. آن حضرت کم خوراک بودند و غذای سبک می خوردند. در خانه جامه ای ساده و غالبا پیراهنی از پارچه های خشن بر تن می کردند و فقط در مجالس عمومی و در میان مردم جبه ای لطیف بر رویش می پوشیدند. معمربن خلاد گوید: از حضرت رضا (ع) شنیدم که می فرمودند: «به خداوند سوگند، اگر خلافت امت در دستم قرار گیرد، طعام های ناگوار و لباس های درشت خواهم خورد و خواهم پوشید و خود را بعد از راحتی، به سختی و زحمت خواهم افکند.» حضرت رسول (ص) در وصیت های خود به ابوذر فرمودند: «ای ابوذر، من لباس های درشت و خشن می پوشم و روی زمین می نشینم و انگشت های خود را پاک می کنم و بر الاغ بدون زین سوار می شوم و دیگری را هم دنبال خود سوار می کنم. هرکس از روش من دوری گزیند، از من نیست. ای ابوذر، اکنون لباس های خشن در برکن تا تکبر و نخوت بر تو مسلط نشود.» ابن عباد می گوید: «امام (ع) تابستان ها روی حصیری می نشستند و زمستان ها بر گلیمی استراحت می نمودند و تنها برای برخی نشست های جمعی، خویشتن را در مواقعی می آراستند.» گاه به هنگام آراستگی و پوشش، به ایشان اعتراض می کردند و ایراد می گرفتند. ایشان در پاسخ می فرمودند: «یوسف بن یعقوب، پیغمبر و فرزند پیغمبر بود. پارچه های دیبا می پوشید و در مجالس آل فرعون می نشست و این لباس ها و معاشرت ها او را از مقامش فرود نیاورد.» امام (ع) ضمن نفی زهد فروشی و پشمینه پوشی صوفیان همه را به ساده زیستی توصیه می کردند و یاران خود را به توصیه پیش گفته حضرت رسول (ص) به ابوذر یادآوری می کردند.

«ارتباط با خلق»، معاشرت کریمانه

نوع برخورد و معاشرت پسندیده امام(ع) به گونه ای بود که بدون استثنا، در دل های مردم نفوذ فراوان داشتند. همواره متبسم و خوش رو بودند و می فرمودند: «عیسی(ع) می گریست و می خندید؛ ولیکن یحیی(ع) می گریست و نمی خندید. سیره عیسی(ع) نیکوتر است.» امام(ع) در معاشرت نیکو، سرآمد و مثال زدنی بودند. ابراهیم بن عباس می گفت: «امام رضا(ع) با سخن هرگز به هیچ کس جفا نکرد و کلام کسی را نبرید تا مگر شخص از گفتن باز ایستد. حاجتی را که می توانست برآورده سازد، رد نمی کرد. پاهایش را دراز نمی کرد و هرگز روبه روی کسی که نشسته بود، تکیه نمی داد و هیچ کس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمی داد. هرگز آب دهان بر زمین نمی افکند و در خنده اش قهقهه نمی زد؛ بلکه تبسم می نمود.» مردم به راحتی به حضور امام(ع) می رسیدند و خواست و سوال خویش را طرح می کردند؛ زیرا حضرت بعد از این که از نماز و سجده خود فارغ می شدند، جلوس می کردند، مردم در خدمتشان حاضر می شدند و احتیاجات خود را عرضه می داشتند. امام(ع) با مردم بسیار نرم و آرام سخن می گفتند و درباره کسی سخن ناروا بر زبان نمی راندند. هر کس با ایشان صحبت می کرد، آن حضرت به سخنان او گوش می دادند و تا مطلب او تمام نمی شد، سخن او را قطع نمی کردند. این سفارش را به یاران خود می فرمودند: «هر گاه با مردی حضوری خواستی سخن بگویی، او را با کنیه مخاطب قرار بده و هر گاه خواستی از کسی که غایب است، سخن بگویی، او را با نامش عنوان کن.» امام رضا(ع) با زیردستان و خادمان خود با مهربانی و ملایمت رفتار می کردند. هنگامی که تنها می شدند، همه آنان را از بزرگ و کوچک جمع می کردند و با آنان سخن می گفتند. ایشان به آنان انس می گرفتند و آنان با ایشان. در تنهایی، هنگامی که برای امام(ع) غذا می آوردند، آن حضرت خادمان و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره شان می نشاندند و با آن ها غذا می خوردند. مردی از اهالی بلخ می گفت: در سفر خراسان با امام رضا(ع) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام(ع) همه خدمتگزاران و غلامان حتی سیاهان را بر آن سفره نشاندند تا همراه ایشان غذا بخورند. به امام(ع) عرض کردم: «فدایتان شوم. بهتر است اینان بر سفره ای جداگانه بنشینند.» فرمود: «ساکت باش. پروردگار همه یکی است، پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اَعمال است.» حضرت به آمد و شد مومنان با یکدیگر، تأکید داشتند و می فرمودند: «سخی از غذای مردم می خورد تا مردم هم در سر سفره او حاضر شوند و از غذاهای او بخورند؛ اما بخیل برای این که مردم از طعام او نخورند، از خوردن طعام دیگران خودداری می کند.» ایشان مهمان را دوست می داشتند و بر اکرام او پای می فشردند. شبی امام(ع) مهمان داشتند. در میان صحبت، چراغ نقصی پیدا کرد. مهمان امام(ع) دست پیش آورد تا چراغ را درست کند. امام(ع) نگذاشتند و خود این کار را انجام دادند و فرمودند: «ما گروهی هستیم که مهمانان خود را به کار نمی گیریم.» تواضع و فروتنی امام(ع) مثال زدنی بود. روزی شخصی که امام را نمی شناخت، در حمام از امام خواست تا او را کیسه بکشد. امام(ع) پذیرفتند و مشغول شدند. دیگران امام(ع) را بدان شخص معرفی کردند و او با شرمندگی به عذرخواهی پرداخت؛ ولی امام بی توجه به عذرخواهی همچنان او را کیسه می کشیدند و او را دلداری می دادند که طوری نشده است. امام(ع) در کنار تأکید بر معاشرت کریمانه با مردم، درباره معاشرت با اشرار هشدار می دادند و می فرمودند: «هر گاه شنیدی مردی حق را انکار می کند یا تکذیب می نماید یا اهل حق را دشنام می دهد، از نزد او برخیز و با او مجالست مکن.»

احسان و دست گیری

انفاق و دست گیری ضلعی مهم از رابطه فرد با جامعه است. انسان باید در برابر روزی هایی که خداوند به وی عطا کرده است، انفاق کند. هر کس از حضرت رضا(ع) درخواستی داشت، ایشان در صورتی که قدرت و توانایی داشتند، خواسته او را انجام می دادند. امام احسان فراوانی داشتند و به تنگ دستان در نهان صدقه می دادند و بیشتر، این کار را در شب های تاریک به انجام می رساندند تا احسان ایشان، شرمندگی نیازمند را در پی نداشته باشد. روزی غریبی به محضر امام(ع) رسید. سلام کرد و گفت: «من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته ام و خرجیِ راه تمام کرده ام. اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آن جا از جانب شما معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد؛ زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده ام.» امام(ع) برخاستند و به اتاقی دیگر رفتند. دویست دینار آوردند و از بالای در، دست خویش را فراز آوردند. آن شخص را خواندند و فرمودند: «این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و به آن تبرک بجوی. لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه بدهی...» آن شخص دینارها را گرفت و رفت. امام(ع) از آن اتاق به جای اول بازگشتند. از ایشان پرسیدند: «چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟» فرمودند: «خواستم وی صورت مرا نبیند و من هم ذلت سوال را در چهره او مشاهده نکنم. آیا نشنیده اید که حضرت رسول(ع) فرمود: کسی که نیکی را بپوشاند مانند این است که هفتاد عمل نیک انجام داده است و کسی که بدی ها را علنی انجام دهد، رسوا می شود و کسی که اَعمال بد را پنهانی انجام دهد، خداوند آن اَعمال زشت را خواهد بخشید.» احسان حضرت رضا(ع) مرزی نداشت و ایشان حتی پیش از شروع به غذا خوردن نیز سهم مساکین را جدا می کردند. روایت است که هر گاه سر سفره غذا می نشستند، ظرفی پیش آن جناب می گذاشتند. حضرت قبل از این که شروع به میل کردن غذا بفرمایند، از غذاهای گوناگونی که در سفره حاضر بود، از هر کدام مقداری برمی داشتند و در آن ظرف مخصوص می گذاشتند و سپس دستور می دادند آن غذا را به فقرا بدهند. حضرت رضا(ع) در این هنگام، آیه شریفه «فَلا اقتَحَمَ العَقَبَة» را قرائت می کردند و می فرمودند: «خداوند متعال می دانست همه بندگانش قدرت ندارند برده بخرند و آزاد کنند، از این رو اطعام مساکین را مانند آزاد کردن بردگان تلقی کرده و از این طریق بندگانش را به طرف بهشت راهنمایی کرده است.» حضرت رضا(ع) در واکنش به سخن فضل بن سهل که امام را برای انفاق همه مال خود ملامت می کرد، چنین فرمودند: لاتعدن مغرما ما اتبعت به اجرا و مکرما؛ (چیزی را که پاداش و کرامت بدان تعلق می گیرد، ضرر محسوب مکن.)



روزنامه خراسان



نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 04:02 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها