تبلیغات
شکوه هشتم دین - امام رضا(ع) در اهواز
وبلاگ درباره امام رضا (ع)
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا شمس الشموس
السلام علیک یا عالم آل محمد (ص)
السلام علیک یا ثامن الحجج
السلام علیک یا غریب الغربا


در جهت یاری رساندن به این وبلاگ
ما را از نظرات خود محروم نکنید

التماس دعا

سید محمد حسین شرافت مولا


نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
عنوان لوگوی شما

Frees.Blogfa.Com
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید

< پخش زنده حرم
ابزار تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت


IS
مطالب اخیر وبگاه
از تاریخ و روایات استفاده می‏ شود، زمانی که کاروان حضرت به اهواز رسید، ظاهرا به لحاظ گرمی هوای تابستان و مشقت سفر، کسالتی بر حضرت عارض شد و از طرفی ابوهاشم جعفری که از اهالی ایدج (یکی از دهات اهواز) بود، شنید که حضرت رضا علیه‏ السلام به اهواز تشریف آورده‏ اند، لذا او از محل خود به اهواز آمده و خدمت امام علیه‏ السلام مشرف شد و خود را معرفی نمود.
امام علیه‏ السلام به او فرمودند: برای من طبیبی حاضر کن، من طبیبی خبر نمودم. حضرت نام گیاهی را با مشخصات و نشانه‏ های آن ذکر فرمودند و آن را از طبیب طلب نمودند. طبیب گفت: به غیر از شما کسی را نمی‏ شناسم که نام این گیاه را بداند. از کجا شما این گیاه را شناخته‏ اید؟ در این فصل تابستان که این گیاه یافت نمی‏شود، امام علیه‏ السلام فرمودند: پس کمی نیشکر بیاورید.
طبیب گفت: این یکی از آن گیاه اول شگفت آورتر است، چرا که تابستان اصلا موسم نیشکر نیست.
حضرت فرمودند: هر دو این گیاه در همین فصل تابستان یافت خواهد شد و به فلان محلی که خرمن‏گاه است بروید در آنجا مردی سیاه‏پوش را می‏یابید، پس از او بپرسید که نیشکر و فلان گیاه در کجا است؟ او به شما خواهد گفت.
ابوهاشم می‏گوید: ما طبق دستور امام علیه‏ السلام به آن محل رفته و آن مرد را یافتیم و از او گیاه مخصوص نیشکر را مطالبه کردیم، او که مقداری از آن دو گیاه را به عنوان بذر برای سال آینده نگهداری کرده بود به ما نشان داده و ما گرفتیم و به خدمت امام علیه‏ السلام برگشتیم.
طبیب از دیدن آن تعجب کرد که چگونه در این فصل این گیاهان پیدا شد، سپس طبیب از ابوهاشم سؤال کرد: این شخص فرزند کیست؟

گفت: فرزند سید پیامبران است.

طبیب گفت: حقیقتا بعضی از کلیدهای نبوت را در دست دارد، کنایه از این که همانا داری معجزات نبوت و کارگشایی پیامبران است.




 بحارالأنوار: ج 49 ص 116، عوالم العلوم: ج 22 ص 230
http://www.s-hashtom.blogfa.com/post-176.aspx


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 11:40 ب.ظ | نظرات()
جمعه 18 فروردین 1396 11:31 ق.ظ
I always spent my half an hour to read this weblog's articles everyday along with a mug of coffee.
سه شنبه 15 فروردین 1396 04:15 ق.ظ
It's really a cool and helpful piece of info. I am satisfied that you shared
this useful information with us. Please keep
us informed like this. Thanks for sharing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها