تبلیغات
شکوه هشتم دین
وبلاگ درباره امام رضا (ع)
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا شمس الشموس
السلام علیک یا عالم آل محمد (ص)
السلام علیک یا ثامن الحجج
السلام علیک یا غریب الغربا


در جهت یاری رساندن به این وبلاگ
ما را از نظرات خود محروم نکنید

التماس دعا

سید محمد حسین شرافت مولا


نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
عنوان لوگوی شما

Frees.Blogfa.Com
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید

< پخش زنده حرم
ابزار تماس با ما



در این وبلاگ
در كل اینترنت


IS
مطالب اخیر وبگاه
حسین بن موسی بن جعفر(ع) یکی از فرزندان امام کاظم علیه السلام  و برادر امام رضا(ع). وی از راویان بوده و از امام کاظم(ع)، امام رضا(ع) و مادرش حدیث نقل کرده‌است. طبق روایتی او بیشتر از دیگر فرزندان امام موسی کاظم(ع)، به امام جواد(ع)علاقه و محبت نشان می‌داد. در برخی شهرهای ایران بقعه‌های به وی منسوب است که معروف‌ترین آنها شیرازو طبس است. در شیراز مشهور به علاءالدین حسین و در طبس معروف به مفقود است.

اصل و نسب
پدر حسین، موسی بن جعفر(ع) و مادرش ام ولد بوده است. علامه مجلسی در بحار حدیثی نقل کرده که با توجه به آن مادرش نیز از محدثین به حساب می‌آید. لقبش مفقود و احتمالا لقب علاءالدین در اواخر قرن چهارم که اضافه کردن الدین رایج بوده به حسین بن موسی نسبت داده‌شده‌است.

جایگاه

برخی از علمای رجال، محدثان و روایان، حسین بن موسی را از جمله راویان مورد اعتماد بر شمرده‌اند. وی روایاتی از پدرش امام موسی کاظم(ع) و برادرش امام رضا(ع) یا با واسطه از مادرش احمد نقل کر‌ده‌است.<

روایاتی در «جایز بودن غسل جمعه در روز پنج شنبه در برخی شرایط»،«فضیلت و فایده حنا بستن»، «ترس مومنین»، «وضعیت مالی و اجتماعی جعفر بن عمر علوی در آینده»، «رحمت خدا در نامه اعمال به مومنان»، «سود رساندن به فرزندان پیامبر(ص)» و «پرداخت مزد کارگر»وجود دارند که حسین بن موسی الکاظم(ع)در سلسله اسناد آن قرار دارد.

نیز از امام جواد(ع) پرسیدند کدام یک از عموهایت بیشتر به تو احسان می‌کنند، گفت حسین. امام رضا(ع) پس از شنیدن این جمله آن را تایید کرد. او امام جواد را وصی پیامبر(ص) می‌دانسته و در حضور علی بن جعفر الصادق در مناظره با مردی عرب از این عقیده دفاع کرده‌است.
در روایتی دیگر از امام جواد(ع) از انگشتریشان سئوال می‌کند که امام(ع) در پاسخ می‌گوید: این انگشتر حضرت سلیمان(ع) است.

سن

نویسده بحر الانساب و مجمع الاعقاب سن وی را هنگام شهادت یا وفات ۱۳سال نقل کرده‌است اما این نظریه با اشکالاتی روبرو است. از آنجا که شهادت امام موسی کاظم(ع) در سال ۱۸۳ق بوده  و امام کاظم(ع)نیز سال‌های آخر عمر خود را در زندان به سر می برده‌است باید سن حسین در هنگام شهادت پدر چهار یا پنج ساله باشد. و هنگام هجرت امام رضا به خراسان ۲۲ساله چرا که امام رضا(ع) در سال ۲۰۱ به خراسان هجرت کرد اگر بگویم شهادت امام رضا(ع) و امامت امام جواد را درک کرده‌است باید به این مقدار دو یا سه سال افزود و او را تقریبا جوانی ۲۴ یا ۲۵ ساله بوده‌است. بدین جهت ۱۳ساله بودن وی هنگام شهادت یا وفات از طرف برخی تضعیف شده‌است.
محل دفن

درباره محل دفن حسین بن موسی(ع) اختلاف است، برخی معتقدند وی در کوفه از دنیا رفت، برخی مدفن وی را در شیراز می دانند. به گفته بعضی دیگر محل دفن وی در طبس است.
علاوه بر شیراز و طبس در کرمان، بهبهان، قزوین، ساری و کجور نیز بقعه‌های به حسین بن امام موسی کاظم(ع) منسوب است.

شیراز

بنابر گزارشی که مدفن حسین بن موسی(ع) را در شیراز می‎داند او یکی از همراهان شاه چراغ بوده است، این کاروان به قصد دیدار امام رضا(ع) همراه با سایر برادرانش از مدینه عازم خراسان شد. تاریخ هجرت آنان به طور دقیق معلوم نیست ولی با توجه به روایتی در بحار الأنوار این کاروان پس از شهادت امام رضا(ع) عازم ایران شد چرا که حسین بن موسی، پس از شهادت امام رضا(ع) در مدینه از امامت امام جواد(ع) دفاع می‌نماید.

اقدام حاکم فارس برای ممانعت از حرکت آنها منجر به جدال سختی شد که به شهادت برادران انجامید. سید علاءالدین حسین در باغی مخفی شد که پس از شناخته شدن به شهادت رسید. سید علاء الدین پس از شهادت برادرش احمد بن موسی(ع) متواری می‌شود. هنگامیکه به سوی این باغ می‌رفته تشخیص داده‌اند که او از بنی هاشم است و در همان باغ او را بقتل می‌رسانند.

حمد الله مستوفی محل دفن حسین بن موسی را در شیراز می‌داند. زرکوب شیرازی، جنید شیرازی عیسی بن جنید، هزار مزار ، علامه مجلسی، سید جعفر بحر العلوم در کتاب تحفه العالم فی خطبه المعالم، روضاتی نیز این قول را پذیرفته‌اند. بقعۀ وی در چندصد متری حرم شاه چراغ مورد توجه مردم شیراز و دوستداران اهل بیت است. این بقعه در نطر مردم شیراز از جایگاه بالایی برخوردار است و هر هفته شب دوشنبه را به زیارتی وی اختصاص داده‌اند به طوریکه بقعه مملو از جمعیت می‌شود.

مجلسی در بحار آورده:

تا قرن هشتم قبر علاءالدین حسین مخفی بود. در زمانی که قتلغ فرمانروای شیراز بود باغبان وی مشاهده کرد که در شب جمعه نوری به طرف نقطه‌ای از باغ می‌آید. جریان را به قتلغ رساند وی پس از تجسس متوجه شد قبری در آنجاست و درون آن جسدی پرهیبت که آثار جلالت و جمال و کمال از او آشکارا دیده می‌شد در یک دست قرآن و در دست دیگر شمشیری داشت از روی نشانه‌ها و قرائن فهمیدند قبر حسین بن موسی است اطراف قبر قبه و رواقی ساخت.

قبل از علامه مجلسی این داستان در کتابهای شَدّالازار فی حطّ الاوزار عن زُوار المزار|شدالازار نوشته جنید شیرازی و شیراز نامه نوشته زرکوب شیرازی آمده‌است.

===طبس===

در طبس نیز بقعه‌ای به وی منسوب است نامه‌ای از امام رضا(ع) به حاکم طبس موجود است که در آن از مفقود شدن یکی از برادرانش به نام حسین در منطقه تحت حکومت وی خبر می‌دهد و از او می خواهد در پیدا کردن گمشده اقدام نماید.

عده ای از سادات نیز در طبس زندگی می کردند و خود را از اولاد حسین مفقود می‌دانستند. محمد بن محمد عبیدلی در تهذیب الانساب و نهایه االالقاب از این گروه از سادات خبر می‌دهد که نسبت به شجره خود سوال می‌کند ولی به علت مجهول بودن نسب آنان جوابشان را نمی‌دهد.  ابونصر سهل بن عبدالله بن داود بخاری نسابه آنان را از نسل احمد بن موسی(ع) می داند نه حسین بن موسی.

==فرزندان==
برخی از علمای علم انساب معتقدند از حسین بن موسی(ع) فرزندی باقی نمانده است. اما برخی دیگر از جلمه احمد بن علی بن حسین حسینی|ابن عنبه، در عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب و عبدالرحمن کیا در سراج الانساب وی را داری فرزند دانسته و ابوالقاسم، عبیدالله، را از فرزندان وی برشمرده‌اند. برخی منابع عبدالله و محمد را نیز در شمار فرزندان وی محسوب کرده‌اند.



==منابع==
* ابن طاووس، علی بن موسی،(۶۶۴ ق.)، طرف من الانباء و المناقب، تاسوعا، مشهد، ایران، ۱۴۲۰ق.
* ابن طاووس، علی بن موسی(۶۶۴ ق)، سعد السعود للنفوس منضود، دارالذخائر، قم،ایران، بی‌تا.
* ابن طباطبا، ابراهیم بن ناصر(۴۷۹ ق)، منتقلة الطالبیة، المکتبة الحیدریة ، قم ،ایران، ط ۱، ۱۳۷۷ش.
* ابن عقده، احمد بن محمد(۳۳۲ ق)، فضائل امیرالمومنین علیه‌السلام، دلیل ما، قم، ایران.
* جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی ائمه، قم، انصاریان، ۱۳۸۱ش.
* حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۱۳ق، چاپ اول.
* خرمشاهی، بهاءالدین، دایره المعارف تشیع، نشرطاهرمحبی، تهران، ۱۳۷۵ش.
* رجائی، سیدمهدی، الکواکب المشرقیه، مکتبه آیه الله مرعشی نجفی، قم، ۱۳۸۰ش.
* روضاتی، سید محمدعلی، جامع الانساب، انتشارات جاوید، اصفهان، ۱۳۳۵.
* زرکوب شیرازی، معین الدین احمد بن شهاب الدین الی الخیر، شیراز نامه، بیناد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۰.
* زرندی، جمال الدین محمد بن یوسف(۷۵۷ق)معارج الوصول إلی معرفة آل الرسول و البتول، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، ۱۴۵۲ ق،چاپ اوّل.
* سلطان الواعظین، شبهای پیشاور، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۵۰ش.
* شیخ صدوق، عیون اخبار الرضاعلیه‌السلام، نجف، ۱۳۹۰ق.
* طوسی، محمد بن الحسن(۴۶۰ ق)، الامالی، دارالثقافة، قم، ایران، ۱۴۱۴ ق.
* عبیدلی، محمد بن ابی جعفر(۴۳۵ ق)، تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب، تحقیق محمود کاظم المحمودی، مکتبه آیه الله المرعشی، قم، ایران، ط ۲، ۱۴۲۸ق.
* عرفان منش، جلیل، مهاجران موسوی، موسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۹۱.
* عریضی، علی بن جعفر علیه‌السلام(۲۲۰ق)، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاءالتراث، قم، ۱۴۰۹ق، چاپ اول.
* عیسی بن جنید شیرازی، شدالازار فی حط الاوزار عن زوار المزار، تحقیق علامه قزوینی، انتشارات نوید، تهران، ۱۳۲۸ش.
* شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، مصصح غفاری و آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ق، چاپ چهارم.
* علامه مجلسی(۱۱۱۱ ق)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،اسلامیة، تهران، ۱۳۶۳ ش، چاپ دوم.
* شیخ مفید، محمد بن نعمان، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ ه ق.
* ملک الکتاب، آقا میرزا، بحرالانساب موسوم به ریاض الانساب و اعقاب، چاپ سنگی، بمبئی، ۱۳۳۵ق.



منبع : دانشنامه ی "  ویکی شیعه "


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 10:09 ق.ظ | نظرات()










زائرین در این مقام انوار یزدان دیده اند
عارفان این آستان را کعبه جانان دیده اند

چشمه تابان و خورشید جهان افروز را
خاک بوس این بکیوان رفته ایوان دیده اند

خستگان تشنه لب را در بیابان سلوک
میهمان این مبارک آب حیوان دیده اند

آستان زاده موسی بن جعفر را مدام
خود مطاف سالکان راه ایمان دیده اند

وین مشید بارگاه سیدالسادات را
در شرف همتای ساق عرش یزدان دیده اند

دیده اند اینجا هزاران مرد و زن را درطواف
زو ملائک بر سر ایشان دو چندان دیده اند

طالبان این منور خاک را از هر دیار
با دل سوزان و چشم گوهر افشان دیده اند

وز سر صدق و صفا در کاخ این کهف الوری
چهره جانان عیان در پرده جان دیده اند

خاک پاک این میهن درگاه را کحل البصر
بهر روشن دیدگان اهل ایقان دیده اند

وز سر شوق جبین سائی به خاک این رواق
دیدگان زائران را ابر نسیان دیده اند

زیر پای آستان بوسان این فرخنده کاخ
پر جبرئیل امین را فرش ایوان دیده اند

وز سر اخلاص و یمن این گرامی آستان
طبع نورانی قرین طبع حسان دیده اند




منبع : وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " _  مدیر وبلاگ : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 09:57 ق.ظ | نظرات()

بسم الله الرحمن الرحیم

فراخوان جشنواره دانشگاهی شعر و مشاعره رضوی

مهر ماه1395-دانشگاه بیرجند

   مقدمه

هشتمین اختر آسمان ولایت و امامت، عـالم ­آل­ محمّد (ع)، سرچـشمه حیات سرمدی است و همسویـی با معارف توحیدی و شناگری در بحر موّاج دانش بیکران آن امام همام، چشمه­های دانش بشر را بر کویر تفتیده و سوزان نفوس خلایق جاری می­سازد. همیشه و همواره شاعرانی که شیفته مقام والا و شخصیت نورانی و آسمانی ایشان بوده­اند، با بهره­گیری از خوان گسترده معارف الهی و مضامین آیینی و البته انسان­ساز گفتار و کردار آن امام همام و نیز با عنایت به این فرموده گران­بهای ایشان که «مَا قَالَ فِینَا مُؤْمِنٌ شِعْراً یَمْدَحُنَا بِهِ إِلَّا بَنَى اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مَدِینَةً فِی الْجَنَّةِ أَوْسَعَ مِنَ الدُّنْیَا سَبْعَ مَرَّاتٍ یَزُورُهُ فِیهَا كُلُّ مَلَكٍ مُقَرَّبٍ وَ كُلُّ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ» (عیون أخبارالرضا علیه‌السلام، ج‏1، ص7)، به خلق سروده­های ارزشمندی دست زده­اند که همگان می­توانند از آن کسب معرفت نمایند. البته فراهم کردن زمینه بهره­گیری هرچه بهتر و بیشتر، نیازمند برگزاری جشنواره­های ویژه در این حوزه است. دانشگاه بیـرجند  با همکاری بنیاد بین المللی امام رضا(ع) و معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در پاسخ به این نیاز آشکار و به­منظور گسترش و تعمیق فرهنگ ناب رضوی، “جشنواره دانشگاهی شعر و مشاعره رضوی دانشگاه­های سراسر کشور” را با موضوع، اهداف و شرایط زیر برگزار می­نماید:

  1. 1.       اهداف

v    ترویج و تعمیق فرهنگ رضوی در جامعه­ دانشگاهی کشور؛

v    گسترش فعالیت‌های فرهنگی، هنری و مذهبی مرتبط با سیره‌ معصومین، بویژه امام رضا (ع) در دانشگاه­ها؛

v    آشنایی بیشتر جامعه دانشگاهی با ادبیات آیینی و اشعار مفهومی مرتبط با شخصیت ممتاز، سیره­ متعالی و معارف آسمانی اهل بیت (ع)؛

v    تقویت پیوند ادبیات فارسی با فرهنگ ناب رضوی؛

v    کمک به انتشار گسترده‌تر و مناسب آثار برتر فرهنگی در زمینه‌ معارف امام رضا(ع)؛

v    ایجاد شور و نشاط دینی در جامعه­ی دانشگاهی؛

v    ایجاد بستری مناسب جهت کشف و شکوفایی استعداهای ادبی دانشجویان؛

2. کلیات

v    جشنواره‌ دانشگاهی شعر و مشاعره‌ رضوی، ویژه‌ دانشگاهیان(استادان، دانشجویان و کارمندان) سراسر کشور است و به فضل الهی دومین دوره­ آن در دانشگاه بیرجند برگزار می‌شود.

v    علاقه­مندان می­توانند در دو بخش شعر و مشاعره شرکت کنند.

v    هزینه اسکان و ایاب و ذهاب برگزیدگان نهایی جشنواره(با ارائه بلیت اتوبوس) بر عهده‌ دبیرخانه‌ جشنواره خواهد بود.

v    به کلیه‌ نفرات راه یافته به بخش پایانی جشنواره گواهی حضور اهدا خواهد شد.

v    حضور برگزیدگان در روز اختتامیه (8 مهر 1395 دانشگاه بیرجند) جهت دریافت جایزه الزامی است.

v    ثبت نام در جشنواره به منزله‌ قبول تمام شرایط جشنواره است.

v    ثبت نام و ارسال آثار  فقط به صورت الکترونیکی و از طریق نشانی­های زیر امکان پذیر است:

Email: sher.razavi@birjand.ac.ir

www.sherrazavi-birjand.ir

3.بخش های جشنواره:

3-1. بخش شعر

v    دبیرخانه جشنواره، اشعار رضوی را در قالب­های سنتی و نو پذیرش می­نماید.

منشور علمی و اخلاقی بخش شعر

v    پذیرش آثار فقط از طریق سایت و ایمیل جشنواره انجام می­شود.

v    آثار ارسالی لزوماً باید در قالب یک فایل زیپ شده شامل یک نسخه WORD و یک نسخه­ PDF با قلم B NAZANIN فونت 14 باشد.

v    هرشرکت کننده می­تواند، در مجموع، حداکثر 5 اثر به جشنواره ارسال کند.

v    آثار ارسالی نباید پیش از این چاپ شده باشند.

v    حق چاپ آثار در کتاب جشنواره، برای دبیرخانه محفوظ است.

v    مسئولیت محتوا و اصالت آثار بر عهده‌ ارسال کنندگان است.

v    آثار بر اساس مؤ لفه‌های محتوایی، زبانی و ادبی مورد ارزیابی قرار خواهند گرفت.

v    به برگزید‌گان هر بخش، علاوه بر تندیس جشنواره و لوح تقدیر، جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

3-2.  بخش مشاعره

مشاعره در دو مرحله انجام خواهد شد: 1- مرحله غیر حضوری. 2- مرحله حضوری

v    مرحله غیر حضوری مشاعره، به صورت تلفنی یا مجازی انجام خواهد شد، لذا علاوه بر آدرس ایمیل و شماره همراه، اعلام شماره تماس ثابت برای شرکت در مشاعره الزامی است.

v    مرحله حضوری، در دانشگاه بیرجند برگزار خواهد شد.

v    اعلام آمادگی برای شرکت در مشاعره، به صورت ثبت نام در سایت یا تماس تلفنی امکان پذیر است.

v    آخرین مهلت اعلام آمادگی و ارسال رزومه برای شرکت در مشاعره، 20/5/1395 است.

نحوه  اجرا و ارزیابی مسابقه مشاعره

v    مرحله غیر حضوری: در این مرحله، مشاعره آزاد و رضوی انجام خواهد شد. این مرحله از 1 الی 10 شهریور ماه 95 انجام می­شود. مسابقه مرحله غیر حضوری، شامل سه بخش مشاعره‌ سرعتی، مشاعره‌ مشروط (کلمه و بیت) و واژه گزینی است.

v    مرحله حضوری: در این مرحله، ملاک ارزیابی، اشعار رضوی می­باشد. راه یافتگان به این مرحله باید 24 ساعت قبل از برگزاری مراسم اختتامیه خود را به دبیرخانه جشنواره معرفی نمایند.

v    مسابقه نهایی، به صورت مشاعره سرعتی با محوریت اشعار رضوی است.

شیوه ارزیابی بخش مشاعره

v    داوری بخش مشاعره را سه نفر از متخصصان حوزه شعر و ادبیات، به انتخاب کمیته علمی جشنواره، برعهده خواهند داشت.در پایان، پس از جمع‌بندی امتیازات داده شده از سوی 3 داور توسط رئیس جلسه و ناظر مسابقه و تایید نهایی داوران، برنده‌ی هر مسابقه مشخص و اعلام می‌شود.

4. تقویم جشنواره

v    آخرین مهلت ثبت نام و ارسال آثار: 1/4/1395 می­باشد. شایان ذکر است که دریافت پیامک مبنی بر تایید دریافت اثر، ملاک رسیدن اشعار به دبیرخانه جشنواره است.

v    اعلام نتایج نهایی: 20/6/1395.

v    برگزاری مرحله نهایی مشاعره: 7/7/95 و  8/7/1395.

v    برگزاری اختتامیه: 8/7/1395.

5. بخش­های جنبی

v    در روزهای برگزاری جشنواره کارگاه‌هایی با محوریت چیستی ادبیات آیینی، آسیب شناسی ادبیات آیینی، سیر ادبیات آیینی و خوانش و نقد برخی از آثار رسیده برگزار خواهد شد.

v    شب شعر آیینی و رضوی نیز در کنار کارگاه­ها و نشست­های تخصصی، برگزار خواهد شد.

 

 

7.  نشانی دبیرخانه جشنواره

v    بیرجند- انتهای بلوار دانشگاه- پردیس شوکت آباد- معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه بیرجند.

v    تلفکس دبیرخانه: 056-32202123

Email: sher.razavi@birjand.ac.ir

www.sherrazavi-birjand.ir



نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 11:19 ق.ظ | نظرات()



چشمه های خروشان ترا می شناسند
             
موجهای پریشان ترا می شناسند

 
پرسش تشنگی را تو آبی جوابی                 
ریگ های بیابان ترا می شناسند

 
نام تو رخصت رویش است و طراوت       
زین سبب برگ و باران ترا می شناسند
 
هم تو گلهای این باغ را می شناسی
               
هم تمام شهیدان ترا می شناسند

 
از نشابور با موجی از لا گذشتی                
ای که امواج طوفان
ترا می شناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
             
ای که آیات قرآن ترا می شناسند
 
گر چه روی از همه خلق پوشیده داری                
آی پیدای پنهان ترا می شناسند

اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
           
چون تمام غریبان ترا می شناسند

کاش من هم عبور ترا دیده بودم
                    
کوچه های خراسان ترا می شناسند






منبع : وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی "  __ مدیر وبلاگ : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 11:16 ق.ظ | نظرات()

 

 

'حسین' فرزند حضرت امام رضا (ع) که بیش از دو سال نداشت، سخت بیمار شد و در قزوین درگذشت؛ پس از این اتفاق، فرزند خردسال امام هشتم شیعیان جهان در قزوین به خاک سپرده شد که بعدها به زیارتگاه شیفتگان اهل بیت علیهم السلام تبدیل شد.

 آستانه حضرت شاهزاده حسین در قزوین که مشهورترین و با شکوه ترین اماکن زیارتی و مشاهد متبرک ،و از توجه واعتقاد کامل مردمان این دیار برخوردار است از کهن ترین مزارات موجود ایران است.

 قدیمی ترین کتابی  که از ذکر این مزار در آن اشاره شده است کتاب"تاریخ قزوین و فضائلها" تالیف حافظ ابویعلی خلیل بن عبدالله بن احمد قزوینی در گذشته 446 است.این کتاب اکنون در دست نیست لیکن بیش تر مطالب آن در کتاب "التدوین" با ذکر ماخذ نقل شده است.او در تاریخ خود از این مزار و نام ونسب آن یاد میکند.

 پس از آن عالم جلیل شیعی شیخ عبدالجلیل رازی در کتاب شریف "النقض"(نگاشته شده پیرامون سال 560 )ضمن  سخن از اماکن زیارتی شیعیان آن عهد،پس از ذکر آستانه حضرت فاطمه معصومه در قم و آستانه حضرت عبدالعظیم در ری و یکی دو مورد دیگر می نویسد:و اهل قزوین سنی وشیعه به زیارت ابوعبدالله حسین بن الرضا روند.

 پس از آن ابوالقاسم عبدالکریم بن محمدبن عبدالکریم رافعی قزوینی  متوفی 623 در کتاب مشهور "التدوین فی ذکر اخبار قزوین" در فصل چهارم ذیل سخن از مقابر قزوین ،ضمن شرح و وصف گورستان بزرگ آنجا از این مزار یاد کرده  و می نویسد:در این گورستان  مزار منسوب به فرزند حضرت علی بن موسی الرضا(ع) است که در خردسالی در گذشته بود.

 او همچنین در جایی دیگر از کتاب مذکور (ذیل شرح حال حضرت امام رضا علیه السلام می نویسد: مشهور است که حضرت از قزوین عبور فرموده می گویند که در سرای داوود بن سلیمان غازی ،که نسخه معروفه(صحیفه الرضا) را از وی روایت می کند-پنهان بوده است. این نسخه را اسحاق بن محمد د محمد بن مهرویه و جز این دو (از داوود بن سلیمان) روایت کرده اند.خلیل (حافظ) گفت که فرزند وی که در گورستان قزوین مدفون است می گویند دو ساله یا خردسال تر بوده است.حمدالله مستوفی در نزهت القلوب ذیل سخن از قزوین می نویسد:ودر آنجا مشهد امام زاده حسین پسر امام علی ابن موسی الرضا (ع) و قبر یکی از صحابه و مزار اولیاء کبار است.او در تاریخ گزیده نیز در دو مورد از این آستانه یاد کرده است، یکی در سرگذشت حضرت رضا که می نویسد : رضا را پنج پسر بود ، محمد، جواد و جعفر و ابراهیم و حسین که به قزوین مدفون است و دیگر در بخش مربوط به قنات ها و رودخانه ها و مساجد و معابر قزوین. (فصل پنجم از باب ششم) بدین گونه:گورستان های آن تماما داخل شهر است و بهترین آن به کثرت و برکت مقبره ایست ،شرقی آن محله ری و غربی آن محله ی ارداق نزدیک رودخانه و شمال آن محله ی شهرستان و جنوبی آن باروی شهر ارداق و در آن مقبره مشهدی است از آن پسر علی ابن موسی الرضا ، وفات آن پسر در 2 سالگی بوده و گویند حسین نام داشته.در مآخذ دوره ی صفوی از قبیل سراج الانساب ، احمد ابن محمد ابن اعبدالرحمان کیای گیلانی و رساله ی اسدیه ی محمد قاسم مختاری عبید لی سبزواری و زینت المجالس مجد الدین محمد الحسینی مجدی و تذکره ی هفت اقلیم و ضیافت الاخوان آقا رضی قزوینی و کتاب های دیگر در عصر قاجاریه از قبیل حدائق السیاحه حاجی زین العابدین شیروانی و بستان السیاحه همو و جنت النعیم حاجی ملا باقر واعظ کجوری و مرآت البلدان و منتخب التواریخ حاجی ملا هاشم خراسانی و سفرنامه های اروپائیان مانند سفرنامه ی مادام دیو لافوا هم درباره ی این آستانه و مدفون در آن و خصوصییات مربوط دیگر سخن رفته است .

 از جمله این که برای حضرت امام رضا یک دختر و پنج پسر به شرح زیر نوشته اند: دختر فاطمه ، پسر1- محمد القانع امام محمد تقی جواد . 2 حسن ، 3 جعفر . 4 ابراهیم . 5 حسین .این پنج فرزند به این ترتیب در منابع شیعه و سنی آمده است. (سیر اعلام النبلاء ، ج 9 ، ص 393 ، الفصول  المهمه ، ص 264 . نورالابصار،ص 177.کشف الغمه،ج 3،ص .57 .بحار،ج49،ص 221.عوالم،ج22،ص 370.جنات الخلود ،ص 33.تاریخ گزیده ص 215)روی این بیان امام رضا (ع) شش فرزند داشت که پنجمین  آنها حسین بوده است و به تصریح بسیاری از مورخان او همان شاهزاده حسین (ع) مدفون در قزوین است. در طول قرون و اعصار  در هر کتابی از قزوین و مزارات آن سخن به میان آمده از شاهزاده حسین (ع) به عنوان فرزند بلافصل امام رضا (ع) سخن رفته است.(جنات الخلود ،ص 90)پژوهشگر معاصر آقای سید حسین مدرسی طباطبایی که از اساتید برجسته دانشگاه های آمریکا می باشند در این زمینه تحقیق ارزشمندی نموده ودر کتاب های خطی  واسناد بجا مانده  از شاهان وشاهزاده گان و دانشوران در هفت قرن  گذشته پیرامون آستانه شاهزاده حسین این امامزاده عظیم الشان بررسی کرده و همه آنها را در کتابی ارزشمند به نام برگی  از تاریخ قزوین  آورده است که در آن می نویسد:اکثر مورخان و سیره نویسان که بردن نام همه آنها از حوصله این کتاب خارج است ،امامزاده حسین را فرزند علی بن موسی الرضا می دانند.براساس دست خط موجود در آستان مقدس امامزاده از حضرت آیت ا لله مرعشی نجفی  به تاریخ 22 صفر 1388 هجری قمری برابر با 1346 هجری شمسی، معظم  له نیز در خصوص صحت نسب این امامزاده عظیم الشان  تاکید فرموده اند.در لغت نامه دهخدا نیز  در باب حرف ش ص 168 به تفضیل در این باب صحبت گردیده است




پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس امامزاده حسین(ع)




نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 11:32 ق.ظ | نظرات()

این حریم کیست کز جوش ملایک روز بار   
نیست در وی پرتو خورشید را راه
گذار؟
کیست یا رب شمع این فانوس کز نظاره اش
     
آ ب می گردد به گرد دیده ها پروانه وار؟

)
این شبستان خوابگاهِ کیست کز موج صفا       
دودِ شمعش می رباید دل چو زلفِ مُشکبار
یا رب این خاک گرامی مغرب خورشیدِ کیست
کز فروغش می شود چشم ملایک اشکبار؟
این مقام کیست کز هر بَیضه قِندیل او           
سر بر آرد طایری چون جبرئیل نامدار
کیست یا رب در پس این پرده کز انفاسِ خوش
می بَرَد از چشمها ـ چون بوی پیراهن ـ غبار
این مزار کیست یا رب کز هجوم زایران      
غنچه می گردد در او بال ملایک در مطار
جلوه گاه کیست یا رب این زمین مشک خیز   
کز شمیمش می خورد خون ناف آهوی تتار
ساکنِ این مهد زرین کیست کز شوقِ لبش      
شیر می جوشد ز پستانْ صبح را بی اختیار
این همایون بقعه یا رب از کدامین سرورست   
کز شرافت می زند پهلو به عرش کردگار
سرور دنیا و دین سلطان علی موسی الرضا       
آنکه دارد همچو دل در سینه عالم قرار
جدول بحر رسالت کز وجود فایضش         
خاک پاک طوس شد از بحر رحمت مایه دار
گوهر بحر ولایت کز ضمیر انورش            
هر چه در نه پرده پنهان بود گردید آشکار
آنکه گر اوراق فضلش را به روی هم نهند    
چون لباس غنچه گردد چاک این نیلی حصار
آسمان از باغ قدرش غنچه نیلوفری است          
یک گل رعناست از گلزار او لیل و نهار
مهره مومی است در سرپنجه او آسمان      
می دهد او را به هر شکلی که می خواهد قرار
حاصل دریا و کان را گر به محتاجی دهد         
شق شود از جوش گوهر آسمانها چون انار
می شود گوهر جواهر سرمه در جیب صدف           
در دل دریا شکوه او نماید بر مدار
رازِ سرپوشیدگانِ غیب بر صحرا فُتَد            
پرده بردارد اگر از روی خورشید اشتهار
آنچه تا روز جزا در پرده شب مختفی است      
پیش علم او بود چون روز روشن آشکار
گر سپر از موم باشد در دیار حفظ او                  
تیغِ خورشید قیامت را کند دندانه دار
بوی گل در غنچه از خجلت حصاری گشته است   
تا نسیم خلق او پیچیده در مغز بهار
تیغ او چون سر بر آرد از نیام مشکفام            
می شود صبح قیامت از دل شب آشکار
آنکه تیغ کهکشان در قبضه فرمان اوست      
چون تواند خصم با او تیغ شد در کارزار؟
تیغ جوهردار او را گو به چشم خود ببین    
آنکه گوید برنمی خیزد نهنگ از چشمه سار
چون تواند خصمِ روبه باز با او پنجه زد؟       
آنکه شیر پرده را فرمانش آرد در شکار
همچو معنی در ضمیر لفظ پنهان گشته است     
در رضای او رضای حضرت پروردگار
شکوه غربت غریبان را ز خاطر بار بست           
در غریبی تا اقامت کرد آن کوهِ وقار
زهر در انگور تا دادند او را دشمنان
ماند چشم تاک تا روز قیامت اشکبار
تاک را چون مار هر جا سبز شد سر می زنند
تا شد از انگور، کام شکّرینش زهربار
وه چه گویم از صفای روضه پرنور او
کز فروغش کور روشن می شود بی اختیار
گوشوار خود به رشوت می دهد عرش برین
تا مگر یابد در او یک لحظه چون قِندیل بار
می توان خواند از صفای کاشی دیوار او
عکس خطّ سرنوشت خلق را شبهای تار
روضه پرنور او را زینتی در کار نیست
پنجه خورشید مستغنی است از نقش و نگار
خیره می شد دیده ها از دیدنش چون آفتاب
گر نمی شد قبه نورانی او زرنگار
می توان دیدن چو روی دلبران از زیر زلف
از محجرهای او خُلد برین را آشکار
همچو اوراق خزان بال ملایک ریخته است
هر کجا پا می نهی در روضه آن شهریار
!
می توان رفتن به آسانی به بال قدسیان
از حریم روضه او تا به عرش کردگار
قُلزُمِ رحمت حبابی چند بیرون داده است
نیست قندیل اینکه می بینی به سقفش بی شمار
!
زیر بال قدسیان چون بیضه پنهان گشته است
قبه نورانی آن سرور عرش اقتدار
از مُحجّرهای زرینش که دام رحمت است
می توان آمرزش جاوید را کردن شکار
تا غبار آستانش جلوه گر شد، حوریان
از عبیر خلد افشانند زلف مشکبار
هر شب از گردون ز شوق سجده خاک درش
قدسیان ریزند چون برگ خزان از شاخسار
کشتی نوح است صندوقش که از طوفان غم
هر که در وی دست زد آمد سلامت بر کنار
خادمان صندوق پوشِ مرقدش می ساختند
گر نمی بود اطلس گردون ز انجم داغدار
با کمال بی نیازی مرقد زرین او
می کند با دام سیمین مرغ دلها را شکار
اشک شمع روضه او را ز دست یکدگر
حور و غلمان می رباید از برای گوشوار
نقد می سازد بهشت نسیه را بر زایران
روضه جنت مثالش در دل شبهای تار
می توان خواند از جبین رحل مصحفهای او
رازهای غیب را چون لوح محفوظ آشکار
بس که قرآن در حریم او تلاوت می کنند
صفحه بال ملایک می شود قرآن نگار
هر شب از جوش ملک در روضه پرنور او
شمعها انگشت بردارند بهر زینهار
تا دم صبح از فروغ قبه زرین او
آب می گردد به چشم اختران بی اختیار
هر شبی صد بار از موج صفا در روضه اش
در غلط از صبح افتد زاهد شب زنده دار
حسن خلقش دل نمی بخشید اگر زوّار را
آب می شد از شکوهش زهره ها بی اختیار
اختیار خدمتِ خدامِ این در می کند
هر که می خواهد شود مخدوم اهل روزگار
از صفای جبهه خدام او دلهای شب
می توان کردن تلاوت مُصحف خطِّ غبار
از سر گلدسته اش چون نخل اَیْمَن تا سحر
بر خداجویان شود برق تجلی آشکار
از نوای عندلیبان سر گلدسته اش
قدسیان در وجد و حال آیند ازین نیلی حصار
داغ دارد چلچراغ او درخت طور را
این چنین نخلی ندارد یاد چشم روزگار
از سر دربانی فردوس، رضوان بگذرد
گر بداند می کنندش کفشدارِ این مزار
خضر تردستی که میرابِ زلال زندگی است
می کند سقّایی این آستان را اختیار
می فتد در دست و پای خادمانش آفتاب
تا مگر چون عودسوز آنجا تواند یافت بار
مطلب کونین آنجا بر سر هم ریخته است
چون بر آید ناامید از حضرتش امیدوار؟
روز محشر سر برآرد از گریبانِ بهشت
هر که اینجا طوق بر گردن گذارد بنده وار
می کند با اسب چوب از آتش دوزخ گذر
هر که را تابوت گردانند گِرد این مزار
چشمه کوثر به استقبالش آید روز حشر
هر که را زین آستان بر جبهه بنشیند غبار
از فشار قبر تا روز جزا آسوده است
هر که اینجا از هجوم زایران یابد فشار
می رود فردا سراسر در خیابان بهشت
هر که را امروز افتد در خیابانش گذار
هر که باشد در شمار زایران درگهش
می تواند شد شفیع عالمی روز شمار
آتش دوزخ نمی گردد به گِردش روز حشر
از سر اخلاص هر کس گشت گِرد این مزار
بر جبین هر که باشد سکه اخلاص او
از لحد بیرون خرامد چون زر کامل عیار
می شود همسایه دیوار بر دیوار خلد
در جوار روضه او هر که را باشد مزار
هر که شمع نیم سوزی بُرد با خود زین حریم
ایمن از تاریکی قبرست تا روز شمار
می گذارد هر که در پایین پای او نماز
می دهد بالای سر فردوس جایش را قرار
می گشاید چشم زیر خاک بر روی بهشت
هر که از خاک دَرَش با خود بَرَد یک سرمه وار
بر جبین هر که بنشیند غبارِ درگهش
داخل جنت شود از گرد ره بی انتظار
هر که را چون مهر در پا خار راهش بشکند
سوزن عیسی برون آرد ز پایش نوک خار
آن که باشد یک طوافِ مرقدش هفتاد حج
فکر
«صائب» چون تواند کرد فضلش را شمار؟






مدیر وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " : سید محمد حسین شرافت مولا



نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 11:17 ق.ظ | نظرات()


بگرفت شب ز
چهره‏ ی انجم نقاب‏ها
آشفته شد به دیده ‏ی عشاق خواب‏ها
استارگان تافته بر چرخ لاجورد
چونانکه اندر آب ز باران حباب‏ها
اکنون که آفتاب به مغرب نهفته روی‏
از باده برفروز به بزم آفتاب‏ها
مجلس بساز با صنمی نغز و دل‏ فریب‏
افکنده در دو زلف سیه پیچ و تاب‏ ها
ساقی بپای خاسته چون سرو سیمتن‏
و انباشته به ساغر زرین شراب‏ ها
در گوش مشتری شده آواز چنگ‏ ها
بر چرخ زهره خاسته بانگ رباب ها
فصلی خوش و شبی خوش و جشنی مبارکست‏
وز کف برون شده است طرب را حساب‏ها
بستند باب انده و تیمار و رنج و غم‏
وز شادی و نشاط گشادند باب‏ ها
رنگین کند به باده کنون دامن سپید
زاهد که بودش از می سرخ اجتناب‏ ها
گویند می منوش و مخور باده زانکه هست‏
می ‏خواره را گناه و گنه را عقاب ها
در باده گر گناه فزون است هم بود
در آستان حجت یزدان ثواب‏ ها
شمس الشموس شاه ولایت که کرده ‏اند
شمس و قمر ز خاک درش اکتساب‏ ها
هشتم ولی بار خدا آنکه بر درش‏
هفتم سپهر راست به عجز اقتراب ها
بهر مقر و منکر او ایزد آفرید
انعام‏ ها به خلد و به دوزخ عذاب ‏ها
خواهی اگر نوشت یکی جزوش از مدیح‏
در پیش نه ز برگ درختان کتاب‏ ها
اکنون به شادی شب جشن ولادتش‏
گردون نهاده بر کف انجم خضاب ها
جشنی است خسروانه و بزمی است دلفروز
گوئی گرفته‏ اند ز جنت حجاب‏ ها
نور چراغ و تابش شمع و فروغ برق‏
گوئی برآمدند به شب آفتاب‏ ها
آن آتشین درخت چو زر بفت خیمه است‏

 وان تیرهای جسته چو زرین طناب‏ ها





مدیر وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " : سید محمد حسین شرافت مولا




نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 04:21 ب.ظ | نظرات()

دل ز دل بردار اگر
بایست دلبر داشتن‏
دل به دلبر کی رسد جز دل برداشتن‏
دلبر و دل داشتن نبود طریق عاشقان‏
یادم از دل داشتن زن یا ز دلبر داشتن‏
عشق را شهوت چو رهبر گشت عشقی کافر است‏
با مسلمانی نشاید عشق کافر داشتن‏
بنده‏ ی نفسی مرو زی عشق کت ناید درست‏
 سوی دریا رفتن و طبع سمندر داشتن
عقر کن خنگ هوس را تا توانی زیر گام‏
سطح این چرخ محدب را مقعر داشتن‏
شو که از راه مجاز آری حقیقت را به دست‏
نی مزاج خویش را هر دم فروتر داشتن‏
ای زده دست طلب در دامن نفس پلید
بایدت آن دست را پیوسته بر سر داشتن‏
نفس را بگذار تا ز آفاق و انفس بگذری‏
سنگ را درهم شکن خواهی اگر زر داشتن‏
بشکن این آئینه‏ ی زنگار سود نفس را
تا توانی چهره پیش مهر انور داشتن‏
شود مجرد تا در اقلیم غنا گیری قرار
کاینچنین کشور به کف ناید ز لشگر داشتن‏

گر توانگر بود خواهی بایدت در هر طریق‏
ناتوانگر بودن و طبع توانگر داشتن‏
در تکاپوی طلب واپس‏ تر است از گرد راه‏
آنکه بنشیند به امید تکاور داشتن‏
ای برادر هر چه هستی هیچ شو در راه دوست‏
تا توانی جمله اشیا را برابر داشتن‏
ای پسر باید پی تسخیر شهرستان دل‏
دل ز جان بگرفتن و جان دلاور داشتن‏
ترک خود کن ای پسر تا هر چه خواهی آن کنی‏
اینت ملک و اینت جاه و اینت کشور داشتن‏
با سپاه جهد کن تسخیر ملک معرفت‏
تا توانی جمله گیتی را مسخر داشتن‏
پیش شاهنشاه کل ننگ است در شاهنشهی‏
خان خاقان یافتن یا قصر قیصر داشتن‏
بلکه باید ملک معنی را گرفتن وآنگهی‏
تا قیروان دریای لشگر داشتن‏
چشم صورت‏ بین ببند ای دل که نبود جز گزاف‏
طره‏ ی تاریک و رخسار منور داشتن‏
نیز ناید در نظر جز ریشخند کودکان‏
سبلت افشانده و ریش مدور داشتن‏
مانوی کیش است در کیش حقیقت آنکه خواست‏
دیده‏ ی حق‏ بین به دیوان مصور داشتن‏
چیست نمرودی؟ خلیل الله را هشتن ز دست‏
وانگه از کوری نظر بر صنع آذر داشتن‏
رو به کنج عافیت بنشین که از دریوزگی است‏
گنج دارا جستن و ملک سکندر داشتن‏
چیست دون طبعی هوای خسروی کردن به دهر
با نشان خدمت از فرزند حیدر داشتن‏
بوالحسن خورشید آل مصطفی کاید درست‏
با ولایش تاجی از خورشید بر سر داشتن‏
حجت هشتم رضا، شاهی که بتوان با رضاش‏
هفت چرخ نیلگون را زیر چنبر داشتن‏
هر که امروز از صفا محشور شد در حضرتش‏
بایدش آسایش از فردای محشر داشتن‏
نعمت دنیا و عقبی بر سر کوی رضاست‏
با رضای او توان نعمای او فر داشتن‏
ای طلب ناکرده و نادیده احسان امام‏
شایدت دل را بدین معنی مکدر داشتن‏

رو طلب کن با دل بیدار و چشم اشکبار
تا ببینی آنچه نتوانیش باور داشتن‏
چون تویی کاهل، چه می‏ خواهی که از بی ‏دولتیست‏
بینوای کاهل امید از توانگر داشتند
پادشاهی نیست آن کاز روی غفلت چند روز
بر سر از دود دل درویش افسر داشتن‏
منصب شاهنشهی چه بود؟ مقام بندگی‏
بر در نوباوه ‏ی موسی بن جعفر داشتن‏
ای به غفلت در پی اکسیر دنیا کنده جان‏
بایدت در بوته این یک بیت چون زر داشتن



مدیر وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 05:15 ب.ظ | نظرات()
طوس این یا وادی ایمن که می‏ بینم ز دور
گنبد شاه خراسان یا رب این یا، نخل طور
وادی ایمن نه وز آن وادی ایمن به رشک‏

نیست نخل طور و نخل طور از آن در کسب نور

معنی ظلمت نیاید ساکنانش را به وهم‏

زآن که شب چون روز روشن باشد اندر چشم کور

شهر مستغنی بود از وصف با این شهریار

کاندر آن درد است درمان، رنج راحت، سوک سور

طینت آدم که یزدانش سرشت از خاک و آب‏

گویی از این خاک طیب بود و این آب طهور
با وجود گنبدش گفتم چه لازم نه سپهر

عقل گفتا ناگزیر است از برای لب قشور

تا که در سلک قنادیل رواقش جا کند

سود روی عجز هر شب بر زمین تابنده هور
چون که منشور قبول از خادمان او نیافت‏

ماند سرگردان به گرد خاک تا صبح نشور
گر غباری افتد از جولانگه زوار او

بر کف بادی که در باغ جنان دارد عبور

تا از آن جیب و گریبان را عبیر آگین کند

می ‏ربایندش ز دست یکدگر غلمان و حور
مقریان تسبیح خوان هر صبح بر گلدسته‏ ها؟

یا ملک در ذکر یا داوود مشغور زبور
بی‏ قبول تو مبانی قدر گیرد خلل‏

بی‏ رضای تو مساعی قضا یابد فتور

در زمینی کاندر آن خار خلافت بردمد

در زمان بر فرق ریزد خاک ادبارش دبور
هیچ از شأن سلیمانیت نتوانست کاست‏

خاتم ملک از کفت گر برد اهریمن بزور

لطف و قهرت را بود هنگام مهر و وقت کین‏

فیض انفاس مسیحا و خواص نفخ صور
منحصر در نسل تو دیدند شان سروری‏

شد از آن عیسی مجرد گشت از آن یحیی حصور
از پی پاداش مهر و کین تو گویی بود

چون برانگیزاند ایزد مردگان را از قبور

خازن امر تو را زیبد کز آغاز وجود

رایض حکم تو را شاید که از بدو ظهور

قرص سرخ مهر را در بوته بگذارد چو زر

خنگ سبز چراغ را بندد بر آخور چون ستور

فرش اینک بر زمین درگهت بال ملک‏

گر سلیمان سایه برداشت از بال طیور

هان «صباحی» این همان حضرت که کردی آرزو

حضرتش را گر چه فرقی نیست غیبت با حضور

عرضه ده درد دل خود را بر این صدر رفیع‏

گر چه ایزد کرده آگاهش ز ما یخفی الصدور
یا ولی الله اینک رو سیاهی بر درت‏

قطع کرده با هزار امیدواری راه دور

با طواف روضه‏ ات کنده دل از شهر و وطن‏

با غبار درگهت پوشیده چشم از دخت و پور

مغفرت بر این در است و من بر این در جویمش‏

عاصیان را شد برین در رهنمون، رب غفور

کوه بر دوشم ز عصیان و فضای گور تنگ‏

آه گر باید به این حالت مرا رفتن به گور

گر تو محرومم کنی آرم به درگاه که رو

وای بر آن بنده کز وی خواجه‏ اش باشد نفور
عمر نوحی بایدم تا از تأسف هر نفس‏

چشمه‏ ی خون از دلم جوشد چو توفان از تنور
کرده ‏ام در سلک زوار تو جا بنگر به من‏

وای بر من گر نبیند جانب زایر مزور
برندارم ز استانت مهر خوانندم اگر

حوریان قاصرات الطرف ز اطراف قصور

تا به تأثیر طبیعت تا به تحریک بهار

خاک باشد در سکون و باد باشد در مرور

تیره بادا مشرب اعدایت از گرد ملال‏

تازه بادا مزرع احبابت از باد سرور


مدیر وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 01:08 ق.ظ | نظرات()
ای شه طوس که سلطان سریر دو سرائی      
ما سوی الله همه
ظل تو و تو ظل خدائی‏
خازن مخزن اسماء تعالی و تقدس‏
                     
ولی ملک قدر منشی دیوان قضائی‏

ثقل اکبر که به فرمان نبی تا لب کوثر

نیست بین تو و قرآن به خداوند جدائی‏

نظری هم ز عنایت به من گوشه نشین ک
ن
ای که در پادشهی صاحب ایوان طلائی‏

وای فردا اگر امروز ز من دست نگیری‏

ای که خود دست خدا و پسر خون خدائی‏
آمدم قبر تو بوسیدم و رفتم به امیدی‏
                 
که شب اول قبرم تو به دیدار من آئی‏

به همه
جرم و خطا بر درت ای شاه معظم‏
آمدم با دو صد افغان و نوا من به گدائی‏

پرده دار حرم سر عفاف ملکوتی‏
                           
آیه‏ ی حق فوق سماوات علائی‏

باز بر روی «ریاضی» زره لطف نطر کن‏
     

که کند همچو نوائی به جهان کامروائی‏


مدیر وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " : سید محمد حسین شرافت مولا



نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 01:47 ق.ظ | نظرات()






آنکه سر از شأن و جاه سوده به کیوان‏
ماه زمین آفتاب چرخ خراسان‏

جان جهان پیش اوست یکسره چون جسم‏

او به تن روزگار آمده چون جان‏

برق کمالش چراغ محفل گردون‏

نور جبینش فروغ عالم امکان‏

هر نفسش هم طراز نغمه‏ ی داود

لعل لبش برتر از نگین سلیمان‏

موی مگو یک جهان فرشته و سنبل‏

روی مجوی قسمتی ز روضه‏ ی رضوان‏

لؤلؤ لالاش همچو قد ثریا

چهر دل آراش همچو ماه بدخشان‏

آنکه بیک نظر نقش پرده از او شد

نعره زنان در کنار حارث غضبان‏

نام خوشش گشته سر مقاله‏ ی تکوین‏

مبحث هستی به نام او شده الوان‏

آه که با این جلالت و شوکت‏

شد جگرش خوان ز زهر کینه عدوان‏


مدیر وبلاگ " وبگاه اشعار رضوی " : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 10:34 ب.ظ | نظرات()
http://ts1.mm.bing.net/th?&id=HN.608036630503754804&w=300&h=300&c=0&pid=1.9&rs=0&p=0





ای شکوه بارگاهت برتر از عرش برین‏
ای غلام کمترین درگهت روح الامین‏

ای غبار خاک کویت سرمه‏ ی چشم ملک‏

ای خدا را دست قدرت در درون آستین‏

ای گدای سفره ‏ی احسان تو جن و بشر

ای همای رحمت حق ای امام راستین‏

ای نبی را پاره‏ ی تن، ای علی را نور عین‏

قبله‏ ی هفتم ولی حق امام هشتمین‏

من چه گویم در مقامت کز جلال و مرتبت‏

مادرت باشد به عالم دخت ختم المرسلین‏

یک طوافت هفتصد و هفتاد حج اکبر است‏

قبله دلها توئی بهر قلوب مسلمین‏

ای که آهوی بیابانی ببوسد پای تو

ای که از بهر شتر شد صحن تو حصن حصین‏

بی‏ پناهم من پناهم ده که از فرط گناه‏

خواب راحت نیست چشمم را به روز واپسین‏

دست رد بر سینه ‏ام مولا مزن گر چه بدم‏

توشه ‏ای بر من عنایت کن که هستم بی‏ معین‏

شاعر «ژولیده» را مانند دعبل کن قبول‏

تا نگوید مدح کس را غیر آل طاهرین‏



مدیر وبلاگ "وبگاه اشعار رضوی" : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 06:58 ب.ظ | نظرات()
http://ts1.mm.bing.net/th?&id=HN.608001360239463572&w=300&h=300&c=0&pid=1.9&rs=0&p=0





به کوی رضا، جان صفا می ‏پذیرد
در اینجا فروغ خدا می ‏پذیرد

تو ای بینوا، رو به سوی رضا کن‏

که این پادشه، خوش گدا می‏ پذیرد

به پابوس او رو که زوار خود را

سر خوان جود و عطا، می ‏پذیرد

بود رحمتش بی‏ کران همچو دریا

هم آلوده، هم پارسا می‏ پذیرد

اگر دردمندی بیا بر در او

که هر درد اینجا، شفا می ‏پذیرد

خدا را به او خوان و خواه آنچه خواهی‏

که ایزد به پاسش دعا می‏ پذیرد

امید دل من، به من کن نگاهی‏

که جان از نگاهت، صفا می ‏پذیرد

بخواه از خدا تا ببخشد گناهم‏

که تو آنچه خواهی، خدا می‏ پذیرد

در آتش بسوزان، «شفق» هر هوی را

که جانان، دل بی‏ هوی می ‏پذیرد



مدیر وبلاگ "وبگاه اشعار رضوی" : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 06:56 ب.ظ | نظرات()
http://ts1.mm.bing.net/th?&id=HN.608002240704349669&w=300&h=300&c=0&pid=1.9&rs=0&p=0




یا غریب الغربا بر تن آهو تیرست!
آینه دیده و در خلوت خود دلگیرست
یا غریب الغربا باغ دلم می خشکد
گر نباشد نظرت مرهم جان هم دیرست
صبر بلبل همه پر ریخته از دوری گل
ساغر باغچه هم از غم هجران پیرست
گریه از روضه ی زخمی است که بر دل داریم
آوخ از روضه که از گریه ی ما هم سیرست
سایه ها محفل شومی که خدا می داند
دستشان زاده ی این اهرمن زنجیرست
سر به بالین چمن خفته ی خون می بینم
ناله ای می شنوم،کیست؟ مگو از شیرست
کوچ خاموش پرستو نفس از باغ گرفت
این چه رازی است که در دفتر این تقدیرست؟
یا غریب الغربا چشم زمان در خون است
چاره ی مشکل جان چشم تو اش تدبیرست



مدیر وبلاگ "وبگاه اشعار رضوی" : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 06:51 ب.ظ | نظرات()



باخودم شعری به پابوس امام آورده ام
هشت بندگریه رادراین مقام آورده ام
روی دستم می برم تركیب بندی تازه را
زیرایوان شعرهایی ناتمام آورده ام
خلسه ی نقاره هارادایماحس می كنم
محودرگلچرخ هاشورمدام آورده ام
آن طرف تربانگ نوشانوش سقاخانه ای ست
دست افشان باده ای روشن به جام آورده ام
آمدم مست ازمسیرروشن باب الجواد
یك زیارت نامه باران باسلام آورده ام
حس آهویی غریب ونیمه جان دارم كه باز
باگلویی تشنه تااینجادوام آورده ام
چشم هایم بررواق امشب گل افشان می شود
شبنمی تاروضه ی دارالسلام آورده ام
برنشابورایستادی بااحادیث ولا
ازقدمگاهت چه نوری گام گام آورده ام
ای كمیت ودعبل وعطاردردربارتان
برگ سبزی تحفه دراین بارعام آورده ام
نسخه ای بنویس ازدارالشفایت یاامام
باخودم ازچشم بیماری پیام آورده ام




مدیر وبلاگ "وبگاه اشعار رضوی" : سید محمد حسین شرافت مولا


نویسنده سید محمد حسین شرافت مولا در 07:20 ب.ظ | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم
برچسب‌ها